حسن كسائي در سوم
مهر ماه سال 1307 در اصفهان چشم به
جهان گشود. پدرش دوستدار موسيقي و
خانهاش محفل انس و الفت اهل اين هنر
بود. سيد حسين طاهرزاده (استاد آواز)،
اكبرخان نوروزي (استاد تار)، غلامحسين
سارنج (استاد كمانچه)، جليل و علي
شهناز (استادان تار)، اسماعيل اديب
خوانساري و جلال تاج اصفهاني (استادان
آواز) و استاد ابوالحسن صبا از جملهي
هنرمنداني بودند كه به اين محفل رفت و
آمد داشتند. او در اين خانه پرورش
يافت و از همان دوران كودكي، گوشِ
جانش لبريز از آواز و نغمه و ترانه
بود. پدرش كه از ذوق و استعداد موسيقي
فرزند خويش خبر داشت؛ او را نزد تاج
اصفهاني برد تا هنر آواز خواندن را
بياموزد. در سال 1321، كسائي نوجوان
به محضر استاد مهدي نوايي (از شاگردان
نايب اسدالله، استاد بزرگ ني) راه
يافت و مدت سه ماه از محضر او كسب فيض
كرد؛ امّا نوايي در همان روزهاي آخر
زندگياش به پدر كسائي گفته بود: آنچه
من در چهل سال آموختم، اين جوان در
مدت سه ماه از من فراگرفت. بعد از
نوايي، نوبت به ابوالحسن صبا ميرسد
تا نكتهها و شگردهايي از ذوق و
خلاقيت هنري كمنظير خويش را به كسائي
بياموزد. شاگردي در محضر صبا، فرصت
بسيار مغتنمي براي كسائي بود تا با
ظرايف و دقايق ديگري از گنجينهي
سرشار موسيقي ايراني آشنا شود و گام
در راهي نهد كه او را به جايگاه رفيع
و يگانهاي در اين هنر هدايت كند.
استاد كسائي بيش از پنجاه سال است كه
ني مينوازد. در پرتو تلاش و تجربه و
ذوق خلاق او بود كه اين ساز، مقام و
منزلت امروزي خويش را يافته است.
بسياري از نغمههايي را كه امروز با
ني مينوازند، پيش از او كسي
نميتوانست بنوازد. پيش از او،
نغمههاي محدودي با ني نواخته ميشدند
و اين ساز جايي در اركستر موسيقي
ايراني نداشت. اگر نايب اسدالله، ني
را از آغُل گوسفندان به دربار
پادشاهان برد؛ كسائي، ني را به اركستر
برد و راه را براي همنوازي اين ساز با
سازهاي ديگر هموار كرد. رنجها و
آموختههاي نيم قرن ني نوازي او،
تواناييهاي اجرايي اين ساز را افزايش
داد و نوآوريهاي او - از جمله چهار
مضرابهايش - سبب شدند تا ني نوازان،
به فضاهايي نو و گوناگون دست يابند.
به جرأت ميتوان گفت كه تمام ني
نوازان امروز ما، چه آنها كه
مستقيماً از محضر او كسب فيض
كردهاند؛ و چه آنها كه با واسطه از
او آموختهاند، هر يك به نوعي متأثر
از شيوه و شگردهاي او هستند. استاد
كسائي در برنامههاي گلهاي جاويدان،
گلهاي رنگارنگ، يك شاخه گل، برگ سبز،
گلهاي تازه و گلچين هفته - كه سالها
پيش از راديو پخش ميشدند - حضور فعال
داشت و بهترين نمونههاي هنرِ
نينوازي او را در اين برنامهها
ميتوان شنيد. او كنسرتها و
همنوازيهايي نيز با استاد جليل
شهناز، جلال تاج اصفهاني، اسماعيل
اديب خوانساري و... داشته است.
گفتم به ني که حال من آشفته زين
نواست گر
عشق نيست در دست اين ناله از كجاست
هر زير و بم صداي تو را گوش جان
شنيد
هر پيچ و خم، حديث تو با روحم آشناست
از سایت : www.kassaimusic.ir