|
همايون خرم» در سال ۱۳۰۹ در بوشهر زاده شده و
نخستين كاشف استعداد هنرى او مادرش بوده كه سخت به موسيقى علاقه
داشته و از همين روى نيز نام يكى از دستگاه هاى رديف سنتى را بر
روى فرزند نهاده است. همايون خرم مى گويد كه مادرش «صفحات موسيقى
فراوان داشته، از جمله صفحاتى از ظلّى و صبا و تصنيف هائى از
بديع زاده، «پيش نى داوود هم كمى درس خوانده بود، ولى افسوس كار
خانه دارى نمى گذاشت.» همو روزى كه از خريد برگشته نى لبكى نيز
براى همايون خردسال آورده، تا آغاز بكند راهى را كه در آينده خواهد
پيمود. اگر كاشف استعداد، مادر بوده، راه را براى بارور شدن خانم
ديگرى از آشنايان خانوادگى، بر او گشوده است. اين خانم آشنا، مادر
را هشدار داده كه نگذارد استعداد فرزند به هدر برود و بهره گيرى از
كلاس ابوالحسن صبا را توصيه كرده كه «منزلش با خانه آنها فقط يك
كوچه فاصله داشته است.»
همايون خود مى گويد، به كلاس صبا رفتن، همان و ۹ سال تمام از او
درس گرفتن همان! تمام رديف هاى صبا را آموخته است و هنوز در كلاس
صبا بوده و چهارده سال بيش نداشته كه به توصيه او در امتحان
نوازندگى در راديو شركت كرده و قبول شده با اين تمايز از ديگران كه
او را به عنوان «تكنواز» ويولن انتخاب كرده اند:
-«ساعت ۹ و نيم دقيقه يك روز جمعه از سال ۱۳۲۴ يا ۲۵ بود كه من به
عنوان نوازنده خردسال در راديو به تكنوازى پرداختم!»
-در همين زمان «ابراهيم منصورى»، موسيقيدان و سرپرست وقت موسيقى
راديو از او خواسته است كه در اركستر بزرگ راديو نيز كار كند.
مى گويد: «خيلى كارساز بود براى من كار كردن با گروه، در واقع يك
دوره «استاژ» بود....»
-و اما همايون خرم، با همه علاقه اى كه به موسيقى داشته و عملاً
نيز وارد گود اجرائى شده بوده، دست از تحصيلات دانشگاهى خود
برنداشته و مى خواسته مهندس برق بشود! براى آنكه به هدف خود برسد
گزيرى نداشته كه مدتى موسيقى را به كنار بگذارد. اين فترت چند ساله
ولى با موفقيت دانشگاهى خرم پايان گرفته و او دوباره و اين بار به
خواهش «على محمد خادم ميثاق» وارد گود شده و به تكنوازى در اركستر
او پرداخته است. برنامه هاى اركستر، زنده پخش مى شد و نوازندگان
كار آزموده مى طلبيد.
از آن پس حضور همايون خرم در عرصه موسيقى سنتى نوآورانه ايران
دائمى شده و هر روز بر شهرتش افزوده است.
*
آفريده ها
*خرم در سال ۱۳۳۶ اركستر مستقلى را براى عرضه آفريده هاى خود بنياد
كرده و نخستين ترانه هايش را خواننده «فروتن» آن سال ها «امين الله
رشيدى» خوانده است.
آشنائى و همكارى با خواننده پر توان، «مرضيه» نقطه عطفى در زندگى
هنرى خرم پديد آورده و او را تمام وقت در عرصه ترانه پردازى نگاه
داشته است. «آنچه گذشت» عنوان نخستين ترانه اى بود از او كه با
صداى مرضيه پخش شده و عرضه ترانه هاى ماندگارى چون ميناى شكسته،
گمشده، خسته دلان، از من بگذريد و «اشك من هويدا شد» را به دنبال
داشته است.
خرم پس از اين موفقيت هاى نخستين، به اين فكر افتاده كه خواننده اى
تازه براى آثار خود پيدا كند مرضيه و دلكش، خوانندگان برجسته اى
بودند ولى يك سر داشتند و هزار سودا و با آهنگسازان مختلف كار
مى كردند. او صدائى مى خواست كه ويژه اجراى آفريده هايش پرورانده
شود. چيزى نگذشت كه توران مهرزاد، هنرپيشه معروف تئاتر «خانم خوش
صدائى» را به او معرفى كرد كه «پروين» ناميده مى شد. مى گويد:
«صدايش را امتحان كردم... از نظر اجتماعى و اخلاقى نيز خانم موجهى
بود.... همانى بود كه من در جستجويش بودم...» پروين با خواندن
ترانه هائى از خرم چون «بت تراش» با شعر تورج نگهبان و «انتظار» و
«غوغاى ستارگان» با شعر «كريم فكور» شهرتى شتابنده پيدا كرد و
سازگارى صداى خود را با شيوه نغمه پردازى هاى خرم نمايان ساخت.
-آشنائى خرم با «داوود پيرنيا» سرپرست برنامه گل ها پاى او را نيز
به عرصه اين برنامه «فاخر» باز كرد. «رسواى زمانه»، در مخالف سه
گاه و در پيوند با شعرى دلپذير از «بهادر يگانه» نخستين آفريده
«گل ها»ئى اوست كه با صداى «الهه» ضبط و پخش شده است. آفريده ديگر
گل هائى خرم، با عنوان «سرگشته» با شعرى دل انگيز از هوشنگ ابتهاج
(هـ.ا.سايه) پيوند خورده و با صداى «قوامى» نخستين اجراى خود را
پيدا كرده و چندى بعد به وسيله «الهه» بازخوانى شده است.
-ممنوعيت ها و محدوديت هائى كه به طور كلى، پس از انقلاب، دامنگير
جامعه موسيقى ايران شد، به ويژه كار ويلون نوازان را كساد كرد.
انديشه بيگانه و «غربى» بودن ويلون از نوبه ذهن ها بازگشت و همه
كوشش هاى صبا براى «خودى» ساختن آن ناديده گرفته شد. از سوى ديگر
ترانه سازى و ترانه خوانى به شيوه نو «اشكال شرعى» پيدا كرد و
خوانندگان زن يكسره از خواندن در راديوها و تالارها منع شدند. در
چنين شرايطى روشن است كه هنرمندانى چون همايون خرم جائى براى ادامه
كار پيدا نمى گردند. او خود، البته در نهايت احتياط، مى گويد:
«عده اى آمدند، دوباره موسيقى سنتى به اصطلاح اصيل و مطلق را باب
كردند... مدتى ويولن مورد بى مهرى قرار گرفت... در اين دوره ما
فعال نبوديم ولى در خانه كار خودمان را مى كرديم. آهنگ هاى تازه اى
مى ساختيم. به اميد آن كه بالاخره دوره اى اجرا خواهد شد... عاشق
كه نمى تواند به فكر معشوق نباشد... سازنده هميشه مى سازد... من يك
بار تفالى زدم نه با حافظ كه با ديوان كبير مولانا، اين شعر آمد:
«آمد بهار عاشقان تا خاكدان بستان شود/ آمد نواى آسمان تا مرغ
جان، پرّان شود»! آهنگى در مايه بيات ترك روى اين شعر گذاشتم پشت
نوار هم غزل ديگرى از مولانا را آوردم توى مايه همايون و رويش كار
كردم. بعدها نوار آن بيرون آمد با نام «بهار عاشقان» كه خيلى هم گل
كرد... بى ترديد خرم كارهاى ديگرى نيز دارد كه آنها را گذاشته است
براى زمانى كه امكان اجرا پيدا كند. على تجويدى نيز تا روزهاى پيش
از مرگ هر جا صحبتى پيش مى آمد مى گفت آهنگ ها و ترانه هاى بسيارى
نوشته كه همه بايگانى شده و بدون اجرا مانده است. اين هر دو راه
ديگرى هم براى «فعال شدن» پيدا كردند. اجازه دادند كه خوانندگان
مرد، ترانه هاى پيشين آنها را كه غالباً زنان خوانده بودند، با
تنظيم تازه بازخوانى كنند. اين بازخوانى ها البته هيچگاه جاذبه
نسخه هاى اصل خود را به دست نمى آورند و حتى گاه بازخوانى هاى بد،
ناقص و سانسور شده مى تواند به شهرت پيشين اين ترانه ها نيز آسيب
برساند. همايون خرم ولى اين كار را از آن روى سودمند مى داند كه
نسل جوان و نوجوان دوره انقلاب و پس از آن را با شكل و شيوه
آهنگسازى در سال هاى چهل و پنجاه آشنا مى سازد: «اگر بازخوانى ها
نباشد، جوانان از كجا مى توانند ما را و كارهايمان را بشناسند؟» به
ويژه كه ضبط هاى كهنه نوارهاى قديمى به مرور زمان، كارآئى و كيفيت
خود را از دست داده است. به هر حال «محمد اصفهانى» خواننده تازه
نفسى است كه گزيده اى از ترانه هاى خرم را بازخوانى كرده است.
*
حرف ها
*-شيوه نوازندگى همايون خرم بر «كشش و صلابت» استوار است. براى او
«كمان» همانقدر اهميت دارد كه «پنجه». حتى مى شود گفت كه گاه كمان
نقش برجسته ترى در نواختن او ايفا مى كند. از اين بابت شيوه كارش
به سبك و سياق مهدى خالدى نزديك مى شود.
-و اما آفريده هاى او همه پائى در سنت و دستى در نوآورى دارد. شايد
بهترين نمونه هاى نوآورى هاى ممكن در عرصه موسيقى سنتى را عرضه
مى كند.- ترانه هاى او را يا خوانندگان برجسته خوانده و يا
خوانندگانى با خواندن آنها برجسته شده اند.-
-خرم ميان سنت و اصالت تفاوت مى گذارد. سنت تنها به روش اجرا مربوط
مى شود كه تغيير پذير است حال آن كه اصالت منبع تغذيه جوهر و
محتواست. حفظ اصالت موسيقى نه تنها با نوآورى- و تغيير سنت اجرائى-
منافاتى ندارد، بلكه سبب گستراندن ارزش هاى جوهرى موسيقى مى شود.
«هنرمند اصيل» كسى است كه از تقليد مطلق سنت پرهيز مى كند و خود
چيز تازه اى به وجود مى آورد.
-ما تاكنون دوبار با همايون خرم در زمينه هاى مختلف مربوط به
موسيقى ايران صحبت كرده ايم. بار اول، شش هفت سال پيش در ديدارى
كوتاه در آلمان و بار ديگر در جريان تدارك يك برنامه راديوئى، از
طريق تلفن. فشرده اى از حرف هاى او را در پى مى آوريم:
در آغاز از فرايند نوآورى هاى برخاسته از بداهه نوازى پرسيديم:
-«نوازنده اى كه در بداهه نوازى هايش در هر قدم نتواند چيز مؤثرى
عرضه كند، هنوز به مقام «هنرمند» نرسيده است. هنوز كودك موسيقى است
كه دارد درس هايش را پس مى دهد... ما وقتى مى گوئيم سنت يعنى
خودمان را در يك كادر محدود قرار مى دهيم حال آن كه موسيقى درست
برعكس است. نامحدود است. آنها كه دم از كار «سنتى» مى زنند. خيال
مى كنند همه هدفشان بايد اين باشد كه آموخته هاى خود را پس بدهند.»
-خرم سپس هشدار مى دهد به همه جوان هائى كه به راه موسيقى مى روند.
«اگر امروز همانى را بزنيد كه ديروز مى زديد، همه چيز را
باخته ايد»! در همه مسائل معنوى همين طور است. در سلوك عارفانه
مى گويند اگر كار سالك، روز بعد متفاوت از روز قبل نباشد، معلوم
مى شود كه «رهرو» واقعى نيست. هنر هم نوعى سلوك است. -«طى زمان
ببين و مكان در سلوك شعر»!- به هر حال هنر چيزى است كه بايد اتكاى
به ابداع و خلاقيت داشته باشد...»
-از او پرسيديم آيا حذف صداى زن از موسيقى ايران، به ويژه بخش
ترانه اى آن، به جاذبه اين موسيقى آسيب نمى رساند؟ پاسخ اين بود
كه:
_«چيزى كه مسلم است ما در موسيقى چهار بخش صوتى داريم. باس، تنور،
آلتو و سوپرانو. وقتى دو بخش قابل بهره گيرى نباشد، طبيعى است كه
هم كار آهنگساز را دشوار مى سازد و هم جاذبه به موسيقى را كم
مى كند. البته در ايران صداى خانم ها بيشتر در محدوده «آلتو» است.
ولى حضور همين يك صدا، كلى كيفيت كار را بهتر مى كند...»
*

نگاهى به متن ها
*از چند ترانه معروف و ماندگار همايون خرم ياد كرديم كه نه تنها
قريحه پرتوان آهنگسازى او را نشانه مى زند، بلكه ذوق و سليقه توام
با وسواس او را در گزينش شعر نيز آشكار مى سازد. در ترانه «اوج
آسمان» سروده كريم فكور (كه البته به نام «غوغاى ستارگان» معروف
شده)، شعر، نشسته بر بال آهنگ ما را به يك فضاى ملكوتى مى برد. شب
است و شاعر شور ديگرى در سر دارد و نور ديگرى در دل. همين شور و
نور او را به اوج آسمان مى برد تا رازى را با ستارگان در ميان
بگذارد. دستگاه «شور» با اين قصد و حال ويژه سخت سازگارى نشان
مى دهد شاعر مى خواهد شور و شوق خود را بپراكند و «ماه و زهره» را
هم به طرب درآورد. ملود هاى دل انگيز و خط سير صعودى آنها، شنونده
را نيز در شور و حال شاعر سهيم مى كند.
-«سرگشته» ترانه برجسته همايون خرم- و شايد يكى از بهترين
ترانه هاى سال هاى پيش از انقلاب- با شعرى آرمان گرايانه از «سايه»
پيوند خورده و حال و هواى عاشقانه ديگرى دارد.
در سرگشته كه در زبان مردم به «اى پرى كجائى؟» معروف شده، شاعر در
جستجوئى پايان ناپذير است. در جستجوى يك «پرى» است كه نشانش را از
مهر و ماه گرفته و بويش را از گل شنيده است ولى هر چه مى جويد او
را نمى يابد. شبى در آغاز جستجو صداى نى او را شنيده، در پى صدا تا
لب چشمه، چون آهوى تشنه دويده ولى نشانى از او نديده است. پرى در
ذهن و انديشه و رويا هست رنگ و بويش نيز همه جا پراكنده است ولى از
خودش اثرى نيست. دل شاعر سرگشته اوست/ نفسش آغشته اوست. در باغ
روياهايش چون گل روئيده است. ولى نيست، يا به چشم نمى آيد. با اين
همه شاعر دست از جستجو برنمى دارد. حتى در «شب يلدا»، در پى او
روان است و به خواب و بيدارى از او سخن مى گويد و آرزو مى كند كه
شبى كنار چشمه پيدا شود/ و چون گل ميان اشك شاعر وا شود!
*در ديدار كوتاهى كه با همايون خرم داشتيم، سخن از ترانه ديگرى به
ميان آمد كه باز با شعرى آرمان گرايانه- و در پوشش تغزل- از «سايه»
پيوند خورده است. ترانه اى كه هنوز به اجرا درنيامده و در بايگانى
مانده است. خوشبختانه متن ترانه را به دست آورده ايم. سروده اى است
برانگيزاننده با لحظه هاى درخشان شعرى با عنوان «ستاره و آهو»، در
اين جا عاشق جستجوگر، آهوئى است كه چشم از ستاره برنمى دارد! شاعر
از خود مى پرسد:
-«ستاره ديشب/ چه قصه مى گفت/ كه چشم آهو/ دمى نمى خفت/... اگر
ستاره/ نه جفت آهوست/ چرا نگاهش هميشه با اوست؟.../ ستاره،
آهو/ دوباره تنهاست/ بگو به آهو/ ستاره تنهاست!...»
در پايان ترانه تصوير نهائى پيش چشم مى آيد:
-«دلى بى نوا/ دلى ره نشين/ دو بى آشيان، آه!/
يكى در هوا/ يكى بر زمين/ دو بى همزبان، آه!»*
منبع:روزنامه نيمروز
تعدادي از آثار استاد همايون خرم كه ما در
آرشيومان تا امروز ليست كرده ايم زير ذكر شده است :
| |
|
شاعر |
آهنگساز |
خواننده |
نام ترانه |
|
نظام فاطمی |
همایون خرم |
عارف |
آدمیزاده |
|
نظام فاطمی |
همایون خرم |
عارف |
قربون هر چی خوشکله |
|
نظام فاطمی |
همایون خرم |
عارف |
مگه عاشقی ننگه |
|
محمد علی شیرازی |
همایون خرم |
دینامیک |
نزن جوش |
|
محمد علی شیرازی |
همایون خرم |
دینامیک |
استریپتیز |
|
کریم محمودی |
همایون خرم |
منوچهر |
پرستو |
|
پرویز وکیلی |
همایون خرم |
پوران-منوچهر |
شب میای |
|
تورج نگهبان |
همایون خرم |
پروین |
تنها |
|
نواب صفا |
همایون خرم |
پروین |
چه کنم |
|
ابولقاسم حالت |
همایون خرم |
پروین |
چه مهربانی تو |
|
تورج نگهبان |
همایون خرم |
مرضیه |
بگذار بسوزم |
|
تورج نگهبان |
همایون خرم |
پروین |
دختر چوپان |
|
علی صارمی |
همایون خرم |
پروین |
جلوه نوروز |
|
نواب صفا |
همایون خرم |
پروین |
عشق بی پایان |
|
سیروس آریانپور |
همایون خرم |
منوچهر |
پرستو |
|
بیژن ترقی |
همایون خرم |
منوچهر |
نمی دانم |
|
سیروس آریانپور |
همایون خرم |
منوچهر |
بختیاری |
|
سایه |
  
|
  
|
      
|
|
|
همایون خرم |
عهدیه |
هر چه بادا باد |
|
معینی کرمانشاهی |
همایون خرم |
هایده |
ای بی خبران |
|
سعید طبیبی |
همایون خرم |
سیمین غانم |
آتش |
|
حافظ |
همایون خرم |
سیمین غانم |
آواز |
|
محمد علي شيرازي |
همایون خرم |
سیمین غانم |
مرا که با تو شادم ،پریشانم مکن |
|
تورج نگهبان |
همایون خرم |
مرضیه |
آنچه گذشت ( اي گل جلوه اين بستان بودي) |
|
تورج نگهبان |
همایون خرم |
مرضیه |
دلداده (دل مانده زغم كنج قفسي) |
|
تورج نگهبان |
همایون خرم |
مرضیه |
راه عاشقان (اي ماه من) |
|
معینی کرمانشاهی |
همایون خرم |
مرضیه |
اي آشناي من (عاشقي كار هر فرزانه نيست) |
|
معینی کرمانشاهی |
همایون خرم |
مرضیه |
اي همسفرها |
|
معینی کرمانشاهی |
همایون خرم |
مرضیه |
موج آتش (اشك من هويدا شد) |
|
معینی کرمانشاهی |
همایون خرم |
مرضیه |
مكن هرگز فراموشم |
|
معینی کرمانشاهی |
همایون خرم |
مرضیه |
دل مبند اي آشنا بر من |
|
دکتر نیرسینا |
همایون خرم |
مرضیه |
دلم مي سوزد (باران غم) |
|
معینی کرمانشاهی |
همایون خرم |
مرضیه |
رفتي كه هجران… |
|
معینی کرمانشاهی |
همایون خرم |
مرضیه |
بگذر از كوي ما |
|
تورج نگهبان |
همایون خرم |
مرضیه |
دل پريشانم |
|
تورج نگهبان |
همایون خرم |
مرضیه |
بگذار بسوزم (غمگين چو پاييزم) |
|
بيژن ترقي |
همایون خرم |
مرضیه |
زكوي بلاكشان |
|
تورج نگهبان |
همایون خرم |
مرضیه |
مگر آيا نمي شد |
|
تورج نگهبان |
همایون خرم |
مرضیه |
آواي خسته دلان |
|
تورج نگهبان |
همایون خرم |
مرضیه |
گمشده |
|
معيني كرمانشاهي |
همایون خرم |
مرضیه |
طاقتم ده (ساغرم شكست اي ساقي) |
|
معيني كرمانشاهي |
همایون خرم |
مرضیه |
ميناي شكسته |
|
بيژن ترقي |
همایون خرم |
مرضیه |
در ميان گلها |
|
رهي معيري |
همایون خرم |
مرضیه |
شراب نوشين |
|
رحيم معيني كرمانشاهي |
همایون خرم |
مرضیه |
شراره هاي جاوداني ( مهر مني ماه مني) |
|
بيژن ترقي |
همایون خرم |
مرضیه |
ندانم اي آشناي من |
|
كريم فكور |
همایون خرم |
مرضیه |
| | |