|
به بهانه
پخش ترانه های
عباس مهرپويا
،
آهنگساز، نوازنده و خواننده موسيقي نوين
ايراني
از رادیو
كسي ديگر نميكوبد... در اين خانه متروك را
با آوايي حزين ميخواند و
نغمههاي غمناك سازش را همراهي ميكرد، گويي
درد هزاران سال تنهايي و بيكسي را روايت
ميكرد.
قطره اشكي دواي
درد من بود
اين زمان آن اشك
هم پايان گرفته
آسمان ميگريد
امشب
ساز من مينالد
امشب
او خبر دارد كه
ديگر نالهام پايان گرفته
صداي گرم و گيرايش هر
شنوندهاي را تحت تاثير قرار ميداد. اما
هيچگاه به شكل يك خواننده عامهپسند مطرح
نگرديد. چراكه نوآوريهايش در زمينه تلفيق
اشعار امروز فارسي و آهنگها و ملوديهاي كهن
ايراني و رسيدن به نوعي موسيقي نوين توانست
ارتباط تازهاي بين همه دوستداران هنر و فرهنگ
موسيقايي ايران در ديگر سرزمينها كه از
استيلهاي بومي خاصي هم برخوردار بودند، به
وجود آورد.
اما اين پويش و كاوش هنري مورد پسند بازار روز
تجارت موسيقي نبود و از همين رو به سادگي از
گردونه موسيقي مملكت كنار گذاشته شد. از «عباس
مهرپويا» سخن ميگويم كه در واقع هنرمندي
جستوجوگر و عارف بود و آهنگها و ترانههايش
پس از گذشت 12 سال از خاموشياش هنوز جايگاه
ويژهاي در موسيقي اين سرزمين دارد. |