Contac Us

Mail

News

Music

Singer

Lyrics

Golha

Index

نعمت الله اغاسي

 
دوست دارم باز هم آغاسی باشم


۸۴/۵/۱۱
 

نعمت آزموده معروف به آغاسی متولد۱۳۱۸در اهواز است. وی از ابتدای سال۱۳۴۸به تهران آمد و به واسطه صدای شاد وعامه‌پسندی كه داشت در مدت كوتاهی به شهرت رسید. آغاسی تا سال 1357 در كلوپ‌های لاله‌زار, محافل, مجالس عروسی و جشن‌ها با صدای گرم خود مردم را شاد می‌كرد و در این مدت بیش از۱۸۰ كار اجرا كرد.

                         aghasi

 

او كه از سال 1352 در كرج ساكن شده است مدیریت یك رستوران را برعهده دارد. آغاسی از حدود7 ماه پیش سه بار سكته مغزی كرده و مدتی را بستری بوده است. به گفته همسر و پزشك فیزیوتراپ وی ادامه معالجات در منزل او انجام می‌گیرد.

در یكی دو هفته اخیر آغاسی با عیادت از سالمندان جاده حصار مهرشهر و نیز مجتمع توان‌بخشی حضرت علی جاده لشكرك و اجرای برنامه شاد برای آنها ما را بر آن داشت تا با وی گفت‌وگویی داشته باشیم.

آقای آغاسی از گذشته‌های خیلی دور بگویید.

از كودكی صدایی داشتم. شب‌ها با بچه‌ها دور هم جمع می‌شدیم و می‌خواندیم. بعدها عاشق خواندن شدم. سال 1348 به تشویق دوستانم به تهران آمدم تا پیش از آن در اصفهان و شیراز برای مردم می‌خواندم و مجالسشان را شاد می‌كردم. پس از ورود به تهران مرا به ناصر تبریزی معرفی كردند. او آهنگساز بود. با شنیدن صدای من قول ساختن چند آهنگ را به من داد. اولین آهنگی كه او برایم ساخت «مرو با دیگری» بود كه شعر آن را یكی از دوستانم سروده بود. آهنگ بعدی «بت پرست» بود كه آهنگساز آن محسن عرب بود و شو آن از بامداد جویباری بود كه هر دو با استقبال خوب مردم مواجه شد. از آن زمان آهنگسازان تهران به سراغ من آمدند. مردم از كارها خوب استقبال كردند و ما كم‌كم شدیم آغاسی. تا سال 1357 می‌خواندم ولی از آن به بعد به خاطر جنگ و شهادت جوانان و داغدار بون خانواده‌ها خواندن را متوقف كردم. 

شما در عرصه خوانندگی استادی داشته‌اید؟ و آیا به مرور زمان شاگردانی زیر نظر شما آموخته‌اند؟‌

خیر! البته كسانی به نام آغاسی به روی صحنه می‌روند و می‌خوانند ولی من آنها را نمی‌شناسم. در آلمان فردی به نام    آغاسی و در اردبیل جواد آغاسی می‌خوانند و اینها از شاگردان من نیستند و استادی هم نداشته‌اند. زیرا به دلیل مشكلات مالی قادر به پرداخت شهریه كلاس‌ها نبودم و حتی موفق نشدم تحصیلات ابتدایی را هم به پایان برسانم. ولی شدت علاقه من به موسیقی و به آواز تا حدی بود كه اگر یك روز فیلمی فارسی را دوبار می‌دیدیم, شب بدون هیچ كم و كاستی آوازهای آن فیلم را اجرا می‌كردم. آن زمان حتی دستگاه‌ها را نمی‌شناختم و بعد از گذشته مدت زمانی با علاقه و پشتكاری كه داشتم می‌توانستم دستگاه‌ها را هم تشخیص دهم.

در زمینه موسیقی همان طور كه گفتم سواد آكادمیك نداشتم و تمام كارهای من حسی و گوشی بود. درهمین مورد خاطره‌ای را برایتان تعریف می‌كنم. یكی از شب‌های تابستانی خوزستان بود. ساعت 12 شب مردم به دلیل نبود وسایل خنك‌كننده شب‌ها روی پشت‌بام‌هایشان می‌خوابیدند. در راه بازگشت به خانه و قبل از رسیدن به خانه یكی از استادان موسیقی به نام شباهنگ مشغول خواندن آوازی شدم كه خانم دلكش در فیلمی كه آن روز صبح دیده بودم خوانده بود. امیدوار بودم كه این استاد با شنیدن صدای من از من دعوت كند تا در كلاس‌هایش شركت كنم. در این وضعیت آن استاد سر راه ما ظاهر شد و در حالی كه دست‌هایش را به كمر زده بود پرسید كدام یك از شما بود كه می‌خواند؟ دوستانم به من اشاره كردند. او از صدا و توانایی من خیلی تعریف كرد و وقتی فهمید كه به كلاس موسیقی روم از من پرسید كه چرا به كلاس او نمی‌روم؟ در جواب گفتن استاد خیلی دلم می‌خواهد به كلاس شما بیایم. وقتی پشت در كلاس شما می‌نشینم و موسیقی بچه‌ها را می‌دهم, ولی پول پرداخت شهریه را ندارم. او در جواب گفت: آها ... حالت چطوره؟ و سریع موضوع بحث را عوض كرد.

در این سال‌ها چند آهنگ خوانده‌اید؟‌

در حدود یكصد و هشتاد آهنگ اجرا كرده‌ام.

سبك خوانندگی شما عامیانه و ساده است. در این باره توضیح دهید.

همان‌طور كه اشعار كرده ساده و عامیانه كه بیشتر به مردم و اجتماع مربوط بوده و زبان دل مردم است, مخاطب زیادی دارد, در موسیقی هم سبكی ساده و عامیانه با موسیقی مردم‌پسند و شعرهایی كه به زبان مردم نزدیك است طرفدار بیشتری دارد. البته سلیقه‌ها مختلف است و میزان استقبال از یك اثر بستگی به سلیقه مردم دارد.

مشوق شما چه كسی بود؟‌

ناصر تبریزی. همان طور كه گفتم اولین كسی بود كه به سراغش رفتم و او برایم آهنگ ساخت.

در خانواده شما بودند كه صدایی داشته باشند؟‌

بله. پدر من هم صدای خوبی داشت و قرآن می‌خواند. ما زیارت‌‌خانه‌ای داشتیم در اهواز به نام امامزاده «علی‌ابن مه‌زیار» كه هر شب جمعه پدرم در آنجا زیارت‌نامه می‌خواند. در خانواده تنها من بودم كه به دنبال موسیقی و آواز رفتم.

به چه سازی بیشتر از همه علاقه دارید؟‌

ویولن. خیلی دلم می‌خواست ویولن را بیاموزم آن زمان ویولن 40 تومان بود و من توانایی خرید آن را نداشتم. خودم دف می‌زدم. البته سواد موسیقی نداشتم  ولی ضرب و پایه‌دار می‌شناختم.

از خوانندگان امروزی كه به سبك شما می‌خوانند بگویید.

جوانان زیادی به این سبك خوانده‌اند ولی هیچ‌كدام برجسته نشده‌اند.

به نظر شما آیا صرفاً طرفدار داشتن دلیل موفقیت خواننده است؟‌

گاهی اتفاق می‌افتد خواننده یا نوازنده‌ای به خاطر ارتباط بهتر, ساده‌گویی یا میانه‌گویی مخاطبان بیشتری دارند. امروزه جوانان بیشتر طرفدار پاپ هستند. در زمان‌های گذشته ما هم طرفدار تاجیك بودیم. با آن صدا آشنا و تحت‌تاثیر او بودیم ولی جوانان امروز هم بیشتر با موسیقی پاپ ارتباط می‌گیرند.

از استادان آن دوره چه كسی را می‌شناسید؟‌

در لاله‌زار تهران سالنی بود كه گروهی برای‌آموختن موسیقی و گروهی برای كار تئاتر به آنجا می‌رفتند. در آنجا استاد «مهرتاش» درس تئاتر و موسیقی می‌داد و در آموزش دستگاه‌های موسیقی و صدا هنرمند بنام و دانایی بود و بدون هیچ چشم‌داشت مالی كار می‌كرد و آموزش می‌داد. خواننده‌های اصیل‌خوان و قدیمی‌ها, همه او را می‌شناسند. هنرمندان بزرگ ما با او كار كرده‌اند ولی نمی‌دانم چرا كسی از او یاد نمی‌كند. زمانی كه من به لاله‌زا رفتم تا در گروه او جای گیرم او پیر شده بود و تدریس را كنار گذاشته بود.

جناب آغاسی چند سال است كه نخوانده‌اید؟‌

آخرین مسافرت من به خارج از كشور به 9 سال پیش برمی‌گردد كه در آنجا برنامه اجرا می‌كردم و آخرین اجرای من در خارج از كشور در آمریكا بود كه طی دعوتی برای سالمندان خواندم كه خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت, خیلی خوبی بود و از همه جا آمده بودند.

چه طور شد كه برای اجرای برنامه به كشورهای دیگر نرفتید؟‌

من سه قسمت دنیا را گشته‌ام. اما به خاطر مملكتم به خاطر وطنم دوست دارم اینجا باشم. البته آنجا هم كه بخوانم در هر كدام از كشورهای خارجی برای ایرانی‌های می‌خوانم و آنها هستند كه برای دیدن برنامه‌های من می‌آیند. فقط خواندن نیست. من به خاطر وطنم برگشتم و دوست دارم همین‌جا بمانم.

ایرانی‌ها در كشورهای خارجی چه استقبالی از كنسرت‌های شما داشتند؟‌

ایرانی‌ها در هر جای دنیا كه باشند اصالتشان را دارند و موسیقی خودشان را دوست دارند. خیلی‌ها بودند كه  آنجا به دنیا آمده بودند اما به ترانه‌های ایرانی  خیلی علاقه‌مند بودند. روی زبان پدر و مادر و علاه خاصی كه به موسیقی ایرانی داشتند و به ویژه برای شاد بودن این موسیقی استقبال زیادی داشتند.

آقای آغاسی زندگی را چگونه تعریف می‌كنید؟‌

من الان 66 سال سن دارم و از زندگیم راضی هستم. زندگی یعنی همین.

شما برای دیدن و شنیدن موسیقی آیا اجراهایی رفته‌اید؟‌

می‌رفتم اما دو سه سالی است توانایی رفتن ندارم.

خوانندگان موردعلاقه‌تان چه كسانی هستند؟‌

         ایرج- دلكش

با مطبوعات چه میانه‌ای دارید؟‌

بعضی‌ها كم‌لطفی كرده‌اند و چیزهایی نوشته‌اند كه من آن را به وجدانشان واگذار كرده‌ام. عده‌ای نیز مطالب خوبی نوشته‌اند.

از چه سالی در كرج ساكن هستید؟‌آیا در كرج اجرا داشته‌اید؟‌

سال 1351 خانه‌ای در گوهردشت خریدم و سال 1352 در آن ساكن شدم و تا امروز هم ساكن كرج هستم. درجشن‌های مختلف و عروسی‌ها خواندم. درحال حاضر طرفدارانم به محل كارم  كه رستوران است می‌آیند و به من سر می‌زنند.

چرا رستوران دایر كردید؟‌

به دنبال راهی بودم تا تماس خود را با مردم حفظ كنم. همان طور كه گفتم مردم و طرفدارانم به من سر می‌زنند و حالا هم به لطف مردم زنده‌ام.

    aghasi 

اگر خواننده نمی‌شدید چه حرفه دیگری انتخاب می‌كردید؟‌

برای من مهم این بود كه شناخته شوم. یا با خوانندگی یا نوازندگی یا ورزش. در نوجوانی مدت 6 ماه به بدنسازی رفتم و زیبایی اندام و توانایی بدن من به اندازه كسی بود كه 6 سال كار بدنسازی كرده باشد. البته آن را ادامه ندادم. ولی همیشه دلم می‌خواست شناخته شوم و زندگی من روزمره نباشد و با هدف جلو بروم.

بعد از آنكه به شهرت رسیدید باز هم مشكل مالی داشتید؟‌

خیر. راضی بودم و كم و كسری نداشتم.

در مورد مشكلی كه برای پایتان پیش‌آمده بگویید.

در كودكی دچار بیماری فلج اطفال شدم. به این خاطر با مشكل مواجه شدم. همچنین به دلیل تحرك كمی كه دارم, چاق شده‌ام. روزی برای درمان چشمم كه شماره آن بالا رفته بود به یك بیمارستان رفتم, ( چون به خاطر مشكل پا و وزن زیادم با عصا راه می‌روم) آن روز خانمی به همراه پسرش مرا در پله‌ها دید. البته مكثی كرد و بعد پرسید شما آغاسی هستید؟

گفتم چرا. آن خانم بغض كرد و گفت چرا به این روز افتاده‌اید. وقتی وضعیتم را برای او تشریح كردم با گریه دور شد.

به سینما چه قدر علاقه‌مند هستید؟‌

از كودكی علاقه فراوانی به سینما داشتم. در 8 فیلم بازی كردم. در سینما بیشتر برای خواندن از من دعوت می‌شد. امروز هم بعد از موسیقی علاقه‌مندی‌های من به سینما و تلویزیون است. هنرمندان قدیم ما هنوز هم به خوبی كار می‌كنند و كارهایشان آموزنده است. اغلب سریال‌های تلویزیون را دنبال می‌كنم.

بازیگران موردعلاقه‌شما چه كسانی هستند؟‌

از خارجی‌ها كرك‌داگلاس و از بازیگران داخلی فردین و ملك‌مطیعی

از خاطرات‌تان بگویید.

تمام زندگی من خاطره است و دوست دارم باز هم آغاسی باشم.

چه توصیه ای به خوانندگان جوان دارید؟‌

تنها سفارش من این است كه مردم‌دار باشند. زمانی كه در آمریكا بودم چند دكتر ایرانی از من خواستند به موسسه پزشكی آنها بروم و مرا چكاپ كنند. به بیمارستان رفتم از همان آغاز یكی از پزشكان كه پزشك ارتوپد بود از دور مرا تماشا می‌كرد اما نزدیك نشد. پس از اینكه یك سری از معایناتم تمام شد گفت پس از اینكه كارهایت تمام شد پیش من بیا تا من هم تو را معایه كنم. بعد از مدتی پیش او رفتم. او به من گف