Contac Us

Mail

News

Music

Singer

Lyrics

Golha

Index

 

نهم اسفند ماه 1361 برابر 28 فوريه 1983 حادثه فاجعه‏آميزى هنرمند شهير و پرارزش‏دوران معاصر ما را از ما گرفت. هنرمندى كه طى سى سال با تمام وجود خود براى هنر آواز،براى پيشرفت هنر در ايران و بويژه براى باز كردن افق تازه‏اى در هنر براى جامعه ايرانى تلاش كردو موجب شد كه زنان و مردان، با استعداد آوازخوانى به‏روى صحنه بيايند. منير وكيلى گامهاى‏اول را براى به‏روى صحنه آوردن اُپرا در ايران برداشت. اولين برنامه‏هاى اپرائى در تلويزيون‏ايران را اجرا كرد. آموزش آواز مدرن و اپرائى را با ايجاد «آكادمى آواز» پايه گذارى كرد. منيروكيلى آرزوهاى بزرگى را براى رشته موسيقى ليريك و پرورش استعدادهاى جوانان ايرانى دررشته آواز داشت. وى اميدوار بود روزى ايران بتواند در رشته آواز و اپرا و عرضه آوازهاى ملى وفولكوريك در رديف كشورهاى پيشرفته جهان در آيد.

منير وكيلى در شرائط بسيار سخت و مشكلى شروع به خودآموزى و سپس فراگيرى‏موسيقى و پرورش صداى خود نمود. در آغاز هدفش ارضاء شخصى بود. چون در خود استعدادآواز حس مى‏كرد و اين ذوق و شوق را پرورش مى‏داد تا آنكه سخت مصمم شد كه بدنبال‏فراگرفتن درس آواز برود و اسلوب آواز اپرائى را فرا گيرد. وى با استفاده از امكانات محدودى كه‏در اواخر سالهاى 1320 در ايران وجود داشت. يعنى سالهاى پس از خاتمه جنگ دوم جهانى،كوشيد تا نزد استادانى كه در آن زمان در ايران بودند درس آواز بگيرد.

اولين استاد آواز منير وكيلى خانمى بود اروپائى به‏نام «ليلى بارا» كه از مهاجرين اروپائى بودكه در آن سالهاى جنگ به ايران آمده بود و در واقع پناهنده بود. ليلى بارا صداى منير رامتسوسوپرانو تشخيص داد و به او قطعاتى را براى فراگيرى آواز توصيه مى‏كرد كه براى صداى‏متسوسوپرانو ساخته شده بود. منير خيلى زود خود را با اين صدا شناساند و در برنامه‏هاى«جمعيت دوستداران فرهنگ فرانسه»، جمعيتى كه از فارغ التحصيلان دانشگاههاى فرانسه ودوستداران ايرانى فرهنگ فرانسه تشكيل يافته بود، شركت مى‏كرد، چه به‏صورت آواز تنها، چه‏با شركت در آوازها دسته جمعى كه جمعيت و نيز در برنامه‏هاى راديوى جمعيت مزبور. موفقيت‏منير و زيبائى و قدرت صداى او جلب توجه مستشار فرهنگى سفارت فرانسه در تهران را نمودو به پيشنهاد ژان كامبورد Jean Camborde، دولت فرانسه يك بورس تحصيلى به منير اعطاءنمود كه به پاريس بيايد و در كنسرواتوار ملى موسيقى پاريس صداى خود را تعليم دهد.

منير با استفاده ازين فرصت در پائيز سال 1328 )اكتبر 1949) به پاريس رفت و دركنسرواتوار ملى موسيقى، پاريس به تحصيل موسيقى و فرا گرفتن آواز بخصوص ترانه‏هاى‏اپرائى پرداخت. استاد آواز او درين موقع مادام لاپرت Lapeyrette بود. وى صداى منير راسوپرانو تشخيص داد و او را وادار ساخت كه خواندن بصداى متسوسوپرانو را كنار گذارد وسعى‏نمايد تكنيك ورپرتوار سوپرانو را بياموزد. منير كه توصيه او را پذيرفت و خواندن به‏نحوه‏سوپرانو را فرا گرفت. در مدت چهار سالى كه منير در پاريس بود، در فرصت‏هاى مختلف، چه درگردهمائى‏هاى ايرانيان و چه در برنامه‏هاى كنسرواتوار و نيز در موقعيت‏هاى ديگر در فرانسه و درساير كشورهاى اروپائى، در برنامه‏هاى هنرى شركت مى‏كرد و هنر آواز خود را عرضه مى‏داشت‏و مورد تشويق و تحسين بسيار قرار ميگرفت. از جمله در ماه اوت 1951 در يك كنكور(مسابقه) آوازهاى محلى در برلن جائزه اول را نصيب خود كرد. در مراجعت به ايران، پس ازدريافت ديپلم آواز از كنسرواتوار ملى پاريس، منير ابتدا به تدريس آواز و نيز تمرين براى آماده‏كردن رستيالهاى آواز پرداخت. تا اينكه بتواند زمينه را براى فعاليت‏ها و برنامه‏هاى اپرائى آماده‏كند. درين دوره از زندگى هنرى منير، چند فرصت براى او پيش آمد تا بتواند از خارج از ايران‏هنرنمائى كند. اولى دعوتى بود كه دولت رومانى از او نمود كه در زمينه مبادلات فرهنگى به‏رومانى برود و هنر ايرانى بخصوص فولكلور آن را به مردم رومانى ارائه دهد و برنامه‏هائى درآنجا اجرا نمايد و نيز با هنر موسيقى رومانى آشنا شود و در مراجعت به ايران موسيقى وآوازهاى رومانى را به ايرانيان بشناساند. اين دعوت بصورت قدردانى از رستيال آوازى بود كه درزمستان سال 1955 در سالن سفارت رومانى داده بود و آوازهاى اصيل رومانى يائى را به زبان‏رومانيائى و بسيار با تلفظ فصيح آن زبان خوانده بود و جلب توجه بسيار كرده بود.


منير وكيلى در برنامه مادام باترفلاى 1959

سپس مسافرتى بود كه بدعوت دولت اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى از يك هيئت‏حسن نيت بانوان ايرانى براى بازديد از شوروى بعمل آمد. منير بعنوان يك هنرمند برجسته‏عضو اين هيئت شش نفره ايرانى بود. رياست اين هيئت را خانم شادمان بعهده داشت و اعضاءديگر آن خانم عزيزه عضدى، خانم لعبت والا، خانم مهروش صفى‏نيا و خانم آژير بودند. درين‏سفر منير برنامه‏هائى در راديو مسكو و سپس در تاجيكستان اجرا نمود.

منير در راه برگشتن به ايران به فرانسه رفت و در آنجا قراردادى با شركت فرانسوى Chant du Monde )آواز دنيا) امضا كرد و يك صفحه 33 دور بنام آوازها و رقصهاى ايران ازگردآورده‏هاى روبيك گريگوريان ضبط كرد و به بازار آورده شد كه بسيار جالب و ابتكارى بود وبخصوص در آن سال 1957 مردم غرب از جمله فرانسه با آوازهاى محلى ايرانى آشنا نبودند واين كار هنرى منير وكيلى خيلى مورد توجه قرار گرفت بطوريكه برنده جائزه Charles Crossشارل كروس شد كه جائزه‏اى بسيار مهم و پرارزش است. اين صفحه منير وكيلى براى بسيارى ازايرانيان خاطره بسيار قشنگ و زيبائى از آن دوره‏اى كه ايرانيان سعى مى‏كردند كه سيماى ايران‏جديد و متجدد را به خارجيان ارائه دهند باقى گذاشته است.

در سال 1965( 1344) منير در اپراى صوفيه پايتخت بلغارستان در حضور شخصيت‏هاى‏طراز اول و رئيس جمهورى بلغارستان برنامه‏اى اجرا نمود كه بسيار مورد حاضران قرار گرفت واين موفقيت در حضور عاليترين مقامات دو كشور برايش بسيار افتخارآميز بود.

درين موقع با استقبالى كه از آوازهاى محلى شده بود، اسمعيل دهلوى دست كار يك‏سومئيت براى اركستر موسيقى ملى گرديد كه با آواز منير وكيلى در تلويزيون ايران اجرا گرديد.اين مجموعه سال‏ها بعد از طرف كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان بصورت كاست انتشاريافت.

در سال 1960( 1339) منير باتفاق شوهرش عبدالمجيد مجيدى كه براى تكميل تحصيلات‏رشته اقتصاد به دانشگاه هاروارد به آمريكا مى‏رفت، به آمريكا عازم شد و در كنسرواتوارنيوانگلند در بوستون به تكميل دانش موسيقى و بخصوص فراگيرى آوازهاى اپرائى و نقش‏هاى‏اپرائى پرداخت. درين كنسرواتوار استاد او بوريس گلداوسكى Baurice Goldovskyبود كه ازاساتيد بنام و بسيار مشهور روس الاصل آن زمان آمريكا بود. بسيارى از خوانندگان مشهور اپراى‏متروپولتين نيويورك زيردست او تعليم ديده بودند. در مدتى كه منير وكيلى در بستون بود دربسيارى از صحنه‏هاى اپرا كه در نيوانگلند كنسرواتورى به نمايش گذاشته مى‏شد به‏روى صحنه‏مى‏آمد و بسيار مورد تحسين قرار مى‏گرفت. بخصوص در دو اپراى «نى سحرآميز» موزارت واپراى تك صحنه‏اى پورسل Heury Purcell بنام ديدو و آئناس Dido and Aeneas. نقش اول رابازى كرد.

اين بار در مراجعت به ايران در اواخر سال 1961( 1340) منير مصمم بود كه آرزوى ديرين‏خود را عملى سازد و اين رؤيا را كه روزى در ايران يك اپراى واقعى داشته باشيم و يك اپراى‏كامل را بتوانيم روى صحنه بياوريم تحقق بخشيد.

منير وكيلى در برنامه تلويزيونى مادام باترفلاى 1959

اين بود كه اولين صحنه‏هاى اپرائى در سالهاى 1341 به بعد (سالهاى 1962 به‏بعد) ابتدا درتلويزيون (صحنه‏هائى از مادام باتر فلاى پوچينى و تراويا تاى وردى،) سپس در سالن وزارت‏فرهنگ و هنر (اپراى ارفه و اوريريس كلوك Gluck) و بعداً در سالن سعدى جنب دبيرستان‏شاهدخت (اپراى تك صحنه‏اى جميله اثر بيزه) بروى صحنه آورده شد. البته در تلويزيون فقطصحنه‏هائى از اپرا نمايش داده مى‏شد ولى اين نمايشها مورد توجه بسيار بينندگان قرارمى‏گرفت.

در آن زمان تالار رودكى در دست ساختمان بود و هدف اين بود كه براى سال 1346 آماده‏افتتاح شود. لذا منير وكيلى با همكارى و كمك همكاران و كمك هواداران اپرا گروه اپراى تهران‏را پايه گذارى كرد و با كمكهاى فنى و حرفه‏اى با اپراى اسكالاى ميلان ايتاليا گروه اپرائى تهران رابوجود آورد.

پس از افتتاح تالار رودكى در مهر ماه 1967( 1346) رفته رفته برنامه‏هاى اپرائى تهران در حدى پيشرفت كه حتى خارجيان مقيم تهران آن را در حد مقايسه با بهترين اجراهاى اپرائى دراپراهاى شهرهاى مشهور دنيا مى‏دانستند. البته اين واقعيت را بايد اذعان داشت كه اين موفقيت‏مرهون همكارى هنرمندان و متخصصين خارجى بود كه با گروه ايرانى همكارى داشتند ولى‏منير وكيلى با تلاش و كوشش حاصل خود سعى ميكرد كه گروه اپراى تهران تا حداكثر ممكن ازهنرمندان و خوانندگان ايرانى تركيب شود. اين هدفى بود كه منير سعى كرد با ايجاد آكادمى آوازتهران آنرا تحقق بخشد.

اين آكادمى سالهاى اوليه موجوديت خود را با موفقيت شايانى گذراند. و گروهى از پسران ودختران جوان را كه از سراسر كشور براى آموزش موسيقى، آواز تكى و دسته جمعى و نيزترانه‏هاى سنتى و فولكلوريك دست چين و انتخاب شده بودند را جمع كرد و به تعليم و تربيت‏آنان پرداخت. منير شخصاً مديريت اين آكادمى را بعهده گرفت و شاگردان خود را دست چين‏كرد. اين شاگردان بصورت شبانه‏روزى در محلى كه براى آنان ترتيب داده شده بود سكنى داشتندو شبانه‏روز تحت تعليم و آموزش و پرورش بودند.

پس از انقلاب به كشور فرانسه رفت. در سفرى از پاريس به لاهه در هلند در اثر تصادف‏اتومبيل در شاهراه نزديك شهر نوبل Nevilleدر بلژيك، منير وكيلى جان خود را از دست داد وپيكر او به پاريس آورده شده و در گورستان پرلاشز Pre Lachaise بخاك سپرده شد.

منير وكيلى در طول فعاليت خود به سه هدف مشخص و معين توجه داشت و با پشتكار وپيگيرى بسوى آنها گام برمى‏داشت. اول اينكه خود را به حد اعلاى آمادگى و توانائى اجراى‏هنرى برساند. براى رسيدن به اين منظور تمام هم و سعى خود را به فرا گرفتن و بهتر اجرا كردن‏آثار ايرانى و ترانه‏هاى آواز خارجى مبذول مى‏داشت. علاوه بر زبانهاى انگليسى و فرانسه كه دردوران تحصيل آموخته بود، به‏زبانهاى ايتاليائى، آلمانى، روسى و رومانيائى آواز مى‏خواند وزبان ايتاليائى را نيز آموخته بود. منير اعتقاد داشت براى درك و جذب و بيان معانى شعرى وآوازى كه مى‏خواند بايد زبان آن آواز را بشناسد و بفهمد. لذا آوازهائى كه به اين زبانها مى‏خواندصحيح مى‏خواند و درست تلفظ مى‏كرد.

ايجاد و شناساندن اپرا براى منير وكيلى دومين هدف بود. زيرا معتقد بود با استعدادهاى‏درخشانى كه نزد ايرانيان وجود دارد، اپرا زود در ايران براه خواهد افتاد. اين پيش‏بينى و اعتقاد اوبخوبى تحقق پيدا كرد و براى آماده كردن نيروى انسانى مورد نياز آكادمى آواز را بوجود آورد وبالاخره سومين هدف او ملى بود و بودن نام و مقام ايران در صحنه جهانى بود. براى تحقيق اين‏منظور منير فكر برگزارى فستيوال فيلمهاى اپرائى و نمايشى و آوازى را پيش كشيد. اولين‏فستيوال جهانى فيلمها اپرائى را در سال 1977( 1356) در تالار رودكى ترتيب داد كه با شركت‏شخصيت‏هاى برجسته خارجى و نمايش دادن بيش از ده فيلم اپرائى و موسيقى برگزار شد.رياست اين اولين فستيوال فيلمهاى اپرائى و موسيقى تهران را ليبرمن LIBERMANبعهده‏داشت.

باين ترتيب منير در رسيدن به هدفهاى شخصى، حرفه‏اى و ملى خود توفيق كامل يافت واين بزرگترين موفقيتى است كه هر هنرمندى مى‏تواند در زندگى خود داشته باشد. منير تا جائيكه‏مى‏توانست و فرصت‏ها اجازه مى‏داد در فستيوالهاى اپرائى مونيخ و ورونا شركت مى‏كرد تادانش و آشنائى هنرى و حرفه‏اى خود را تازه و پيشرفته نگاهدارد. منير از سال 1353، باهمكارى مسئولان راديو تلويزيون ملى ايران، برنامه شناساندن اپرا در ايران را آغاز كرد. اين‏برنامه هفته‏اى يكبار از تلويزيون ملى پخش مى‏شد و عنوان آن «با اپرا آشنا شويد» بود.

منير در تالار رودكى توانست در نقشهاى مادام باترنلاى پوچينى، و يولتا در اپراى تراوياتاى‏وردى، ليو در توراندخت وردى، مى‏مى در اپراى باترفلاى پوچينى و نيز در اپراهاى كارمن بيزه،نى سحرآميز موزارت، عروسى فيگارو موزارت و چند اپراى ديگر هنر خود را بخوبى ارائه نمودو توانست خود را به اوج موفقيت برساند. منير در هر نقش با تمام وجود خود بازى مى‏كرد وعاشق نقشى بود كه بر عهده داشت.

 

روانش هميشه شاد باشد و يادش زنده و جاودان. انسانى بود والا. هنرمندى بود توانا وپراستعداد. وطن‏پرستى بود كه تا آخرين لحظات خواهان اعتلاء و سربلندى ايران بود.

 

 

 
   
 

«ترانه بسیاز زیبای تو بیا با صدای منیر وکیلی»

منبع:

مجله فرهنگی و هنری بخارا

 

در صورتیکه عکس-موزیک -مطلب و...... از خوانندگان قدیمی دارید ومایل هستید در این سایت عرضه شود  برای ما بفرستید

برای گوش دادن به موزیکهای این سایت  باید نرم افزار«Real Player»را روی کامپیوتر خود نصب کنید

 

COMMENT
For letters section

 

استفاده از مطالب اين سايت فقط با ذكر منبع مجاز است