عصر روز
86/5/28 صدایی خوش در سالن اجتماعات مهر
آسایشگاه خیریه کهریزک طنین انداز شد؛ دلها تپید، خاطرهها تجدبد
شد و نشانهای از مهرورزی به سالمندان رخ نمود.
سیمین غانم
هنرمند خانمی که در همة روزگار هنر خود جز صدای رسا و خوشطنین،
وقار و متانت و عشق و مهربانی چیز دیگری به یادگار نگذاشته است، پس
از دیداری از آسایشگاه کهریزک با شوق و بیتظاهر اعلام آمادگی کرد
تا برای بانوان سالمند و نیکوکار بیچشمداشتی کنسرت اجرا کند.
این اتفاق
با حضور تمامی سالمندان زن در آسایشگاه، بانوان نیکوکار دفتر
بانوان نیکوکار، و خانمهای نیکوکار انجمن خیریه فیروزنیا و بانوان
نیکوکار از اینسو و آن سوی شهرمان رخ داد و شبی خاطرهانگیز رقم
خورد.

زمانی که
صدای گرم سیمین غانم در زیر سقف سالن پیچید سکوت و قطرههای اشک و
یادخاطرات جوانی شکل گرفت و همه را حالی به حالی کرد.
فضا، فضای دیگری بود و صدا، صدایی دلنشین که میخواند:
گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده پرواز
گل شببو دیگه شب، بو نمیده
کی گل شببو رو از شاخه چیده
و همان
طور که خودش در دیدارش از کهریزک گفته بود که:
«برای امور خیریه همیشه خواهم خواند».
خواند و اثرگذار هم خواند. شاید
بسیاری از سالمندان که روزگارجوانی این صدا و آهنگ و ترانه را
شنیده بودند به همان روزگار برگشت ناپذیر رفتند و غرق در رویا شدند.
آن روز،
یک روز بیاد ماندنی برای همه بود و اینکه یک هنرمند میتواند همیشه
یک هنرمند مردمی، بیتظاهر و نیکنفس باشد.
سیمین غانم با این حرکت پرمهر و بیچشمداشت خود صفای دیگر
از زندگی عاشقانه و عارفانه خود را باز کرد و این گشایش را در دفتر
زندگی هنری خود ثبت کرد. استقبال پرشور
حاضران گواه این ادعاست.
گفتنی است
که در میان برنامههای خانم سیمین غانم، گروههای هنری آسایشگاه
معلولان و سالمندان به اجرای برنامههای تئاتر و موسیقی پرداختند
که خود جایگاه ویژهای داشت.
به هر
گونه، آن شب، شبی خاطرهانگیز و فراموش نشدنی بود، به هزارویک
دلیل که خود شما هم باور دارید